احادیث اعتقادی

پیوند با ابدیت از دیدگاه امام عسکری

انسانهای وارسته با دستیابی به مقام اطاعت و عبادت، از قید و بند اسارتها و بردگیهای درونی و برونی رهایی یافته، به قلههای رفیع
عظمت روحی و آزادی حقیقی میرسند. بندگان راستین حق که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و ائمه هدیعلیه السلام در راس آنها
قرار دارند، با ساییدن پیشانی خضوع در برابر قدرت لایزال حضرت باری تعالی به درجاتی از عظمت و شکوه دست مییابند که
هرگز در مقابل الهه شرک و کفر و مظاهر مادی و رهبران زر و زور و تزویر، ذرهای احساس شکست و تحقیر و ترس نمیکنند و به
غیر از خداوند عالمیان فرمانروایی را نمیشناسند و فقط خداوند در منظر آنان بزرگ و غیر خدا کوچک مینماید و اینجاست که به
عبدی اطعنی اجعلک مثلی، انا حی لا اموت اجعلک حیا لا تموت، انا غنی » : ابدیت پیوسته و مشمول خطاب خداوندی میشوند که
لا افتقر اجعلک غنیا لا تفتقر، انا مهما اشاء یکون اجعلک مهما تشاء یکون؛ ( ۸) بنده من! مرا اطاعت کن تا تو را جلوهای از خودم
قرار دهم، من زنده و ابدی هستم تو را نیز زنده و ابدی گردانم، من غنی بینیاز هستم تو را نیز غنی گردانم، که نیازمند نباشی، من
حضرت عسکریعلیه السلام نمونه بارزی از «. هر چه بخواهم انجام میشود تو را نیز چنین قرار دهم که هر چه بخواهی انجام شود
چنین بندگان شایسته و ممتاز الهی بود که خداوند نیز همه چیز را در اختیار او نهاده و مطیعش گردانیده بود. به چند گزارش در این
زمینه توجه کنید: ۱٫ هنگامی که آن وجود گرامی را به یک زندانبان خشن و قسی القلب به نام نحریر سپردند، آن مرد ستمپیشه
طبق دستور سرکردگان خود بر آن حضرت سخت گرفت و از آزار و اذیتش ذرهای فرو گذاری نکرد. همسر نحریر وی را از این
عمل باز داشته و با یادآوری مراتب عبادت، اطاعت و پرهیزگاری امام، شوهرش را از عاقبتشوم اذیت و شکنجه حضرت
عسکریعلیه السلام ترسانیده، پیوسته سعی میکرد که از فشارهای نحریر بر امامعلیه السلام بکاهد؛ اما سخنان وی نه تنها در آن
زندانبان زشتسیرت هیچ گونه تاثیری نداشت، بلکه وی تصمیم گرفتحضرت امام حسنعلیه السلام را به قتل برساند. او بعد از
و در میان حیوانات درنده و وحشی رها ساخت و هیچ گونه تردیدی نداشت « برکۀ السباع » اجازه از اربابان ستمگر خود، امام را در
که آن حضرت به ستحیوانات وحشی کشته خواهد شد؛ اما بعد از لحظاتی به همراه همکارانش مشاهده کرد که امام عسکریعلیه
السلام در گوشهای به نماز ایستاده و حیوانات وحشی گرداگرد حضرت با کمال خضوع و احترام سر به زیر انداختهاند. در اینجا بود
که امام را فورا از آن محل بیرون آوردند و به منزلش بردند. ( ۹) در زیارت آن حضرت بااشاره به این واقعه مهم چنین میخوانیم:
وبالامام الثقۀ الحسن بن علیعلیه السلام الذی طرح للسباع فخلصته من مرابضها؛ ( ۱۰ ) [خدایا تو را] به حق امام مورد اعتمادت، »
.۲ «. حضرت حسن بن علی عسکریعلیه السلام که در میان درندگان افکنده شد و تو او را از میان حیوانات وحشی نجات دادی
امام عسکریعلیه السلام را زمانی در نزد علی بن اوتامش ( ۱۱ ) که یکی از دشمنان سرسخت » : محمد بن اسماعیل علوی میگوید
آل محمدصلی الله علیه وآله بود، زندانی کردند. او مردی زشتخو و بدسیرت [بود] و با خاندان علیعلیه السلام عداوتی دیرینه
صفحه ۹۶ از ۳۰۲
داشت. از طرف خلیفه به او دستور داده بودند که هر چه میتواند امامعلیه السلام را اذیت کند و بر او سختگیری نماید. اما ابهت،
هیبت و جلالت امامعلیه السلام و حالات عرفانی و معنوی آن حضرت چنان آن مرد شقاوتپیشه را متحول کرد – بااینکه حضرت
عسکریعلیه السلام بیش از یک روز در زندان او نبود – که صورت خود را به احترام حضرتش بر خاک مینهاد و سر خود را بالا
نمیگرفت، و همراهی یک روزه این مرد با پیشوای یازدهم، رفتار و گفتارش را عوض نمود و حضرت عسکریعلیه السلام را در
۳٫ احمد بن خاقان در مورد عظمت روحی و جاذبه وصفناپذیر حضرت عسکریعلیه «( منظر او نیکترین مردم قرار داد. ( ۱۲
هیچ کس از علویان راهمچون حسن بن علی بن محمد بن الرضا، نه دیدم و نه شناختم. در « سر من رای » در شهر » : السلام میگوید
وقار، سکوت، عفاف، بزرگواری و کرامت در میان خاندانش و نیز در نزد سلطان و تمام بنی هاشم همتایی نداشت. از هیچ یک از
بنی هاشم، سران سپاه، نویسندگان، قاضیان، فقیهان، دبیران، وزیران، فرماندهان و دیگر افراد، درباره حسن بن علی سؤالی نکردم،
مگر آنکه او را نزد آنان در نهایتبزرگی و ارجمندی یافتم. مقام بلند، سخنان نیک، اطاعت و عبادت و معنویت، احترام در میان
فامیل و سایر بزرگان، از جمله ویژگیهایی بود که من از زبان آنان در ستایش حسن بن علی شنیدم. بعد از این، ارزش و مقام وی
و این همه تکریم و عزت نفس «( در نظرم بزرگ آمد و فهمیدم که دوست و دشمن او را به دیده احترام مینگرند و میستایند. ( ۱۳
ما ترک الحق عزیز الا ذل ولااخذ به » : بخاطر عبادت و اطاعت و خضوع آن حضرت در برابر حق بود. همچنان که خودش فرمود
ذلیل الا عز؛ ( ۱۴ ) هیچ عزیز [و صاحب شوکتی] از حق فاصله نگرفت، مگر اینکه خوار شد و هیچ خوار [و کوچکی] به حق
«. نپیوست، مگر اینکه عزیز [وگرامی] شد
برگرفته از کتاب دانستنی های امام حسن عسکری علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *