اخلاق و فضائل

نیایش امام عسکری

چگونه عقل میتواند نیایش شخصی را درک کند که در سن صغر میگوید ما برای علم و عبادت آفریده شدیم نه برای بازی و بیهوده زیستن و چگونه قلم میتواند از نیایش و مناجات امامی بر صفحهها نقش بندد که در کودکی از هیبت و عظمت مولای خویش از خود بیخود میشود؟! [۹۵] چه کسی قادر است که به وصف نیایش انسانی بنشیند که در صغر سن از دیدن آتش در خود میپیچد و به خدایش پناه میبرد [۹۶] ولی با این همه خموشی گزیدن و لب فروبستن کاری پسندیده نیست و لذا به ذکر مطالبی در این زمینه میپردازیم: ۱- شیخ مفید و دیگران روایت میکنند که بنیعباس بر صالح بن وصیف داخل شدند در هنگامی که امام عسکری علیهالسلام را در حبس کرده بود و به او گفتند که بر حضرت تنگ بگیرد و بر او وسعت ندهد. صالح گفت با او چه کنم؟ من او را به دست بدترین اشخاص سپردهام. یکی از آنها علی بن یارمش و دیگری اقتامش است، ولی اکنون آن دو نفر اهل نماز و روزه شدهاند و در نیایش حق به مقامی والا رسیدهاند. پس به امرش آن دو مامور را آوردند و با پرخاش و خشم به آنها گفت: وای بر شما چه شان و موضعی با این شخص دارید؟ گفتند: چه بگوییم در حق انسانی که روزها روزه است و شبها به نیایش سرگرم است و با کسی سخن نمیگوید و غیر از عبادت به کاری نمیپردازد. هر هنگام به او نظر میکنیم بدنمان میلرزد و چنان میشویم که مالک تن و جان خویش نیستیم و خودداری نمیتوانیم بکنیم. بنیعباس چون این سخنان را شنیدند با کمال ذلت و خواری از نزد [ صفحه ۶۶] صالح برگشتند [۹۷] . ۲- در خبر است که هنگامی که معتمد عباسی حضرت را به همراه برادرش، جعفر، در حبس علی بن حزین کرده بود، همواره از وضعیت حضرت میپرسید. علی بن حزین میگفت که روزها روزه میگیرد و شبها به نیایش سرگرم است، تا روزی که از علی بن حزین از حال حضرت جویا شد. علی همان پاسخ را داد. معتمد در همان هنگام دستور آزادی حضرت را صادر کرد [۹۸] . ۳- در اعلام الوری و ارشاد آمده است که حضرت ابومحمد امام عسکری علیهالسلام به نحریر سپرده شده و او بسیار بر امام سخت میگرفت و حضرتش را اذیت و آزار میکرد. همسرش به او گفت: ای مرد، از خدایت بترس، آیا نمیدانی چه شخصیتی در منزل تو است؟ پس اوصاف حضرت را از نیایش و عظمت و بزرگواری حضرت برای همسرش بیان کرد، و به نحریر گفت من از این رفتارت نسبت به امام هراسانم؛ او گفت: به خدا سوگند حضرت را در میان شیران و درندگان میاندازم. آنگاه از خلیفهی وقت اجازهی این کار را گرفت و پس از اجازهی او حضرت را به نزد شیران و درندگان افکند. و شکی نداشتند که درندگان حضرت را خواهند خورد. اما هنگامی که بدان مکان نگریستند دیدند که آن حضرت سرگرم نماز است و درندگان دور ایشان گرد آمدهاند. پس دستور دادند که آن بزرگوار را بیرون آورند و به خانهاش بازگردانند [۹۹] . نکتهها ۱- از روایات فوق چنین برگرفته میشود که امام علیهالسلام مدت بسیاری از دوران امامت خویش را در حبس و زندان به سر میبردند. ۲- بنیعباس ظالمترین افراد را بر ضد حضرت میگماردند تا به ایذا و اذیتش بپردازند. ۳- همهی ماموران و زندانبانان به نیایش و طاعت دایمی حضرت اتفاق دارند و چه زیبا است این جمله که الفضل ما شهدت به الاعداء ۴- آنچه از فعل نحریر ظالم و عکس العمل درندگان برمیآید این است که درندگان و [ صفحه ۶۷] پرندگان و خزندگان به امامت و ولایت و رسالت معترفند و این گونه افعال در زندگی انبیا و اوصیا فراوان است. با این همه، باید گفت دشمنان حقیقت چه قدر ظلوم و جهولند که از این رویدادها درسی نیاموختهاند و هماره در صدد خاموش کردن نور حق و حقیقت بودهاند.
برگرفته از کتاب زندگی امام حسن عسکری علیه السلام نوشته آقای علی اکبر جهانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *