امامت و رهبری، حاکمان زمان

بنی آدم اعضای یکدیگرند…

بنی آدم اعضای یکدیگرند…

در جهان بینی دین مبین اسلام، مومنین به منزله اعضای یک خانواده و حتی همچون یک بدن واحد و دارای یک روح محسوب می شوند، و زمانی که یکی از آنان دچار مشکلی می گردد، همگی آنها نگران و ناراحت شده و در صدد بر برطرف ساختن آن مشکل برمی آیند، چراکه یاری رساندن به یکدیگر را تکلیفی لازم تلقی می نمایند.
یکی از خصوصیات بارز تمامی اولیای الهی، انفاق به محرومان و نیازمندان است. این کار، علاوه بر جنبه های معنوی و آثار اُخروی اش، در کاهش فقر و فاصله طبقاتی ـ که خود، ریشه بسیاری از نابسامانی هاست ـ تاثیر فراوانی دارد. امامان معصوم علیهم السلام، گرچه خود، به مالی اندک از دنیا قناعت می نمودند و از مال اندوزی پرهیز داشتند، اما هرچه می توانستند، در انفاق به دیگران و برطرف کردن نیازمندی های آنان تلاش می کردند.
امام حسن عسکری علیه السلام در نامه ای به علی بن حسین بن بابویه قمی که از بزرگان فقهای شیعه محسوب می شود، ضمن پاره ای سفارشات ارزشمند، می نویسد:
… و به تو سفارش می کنم که از خطای مردم درگذری، و خشم خویش فرو بری، وبه خویشاوندان صله و رسیدگی نمایی، و با برادران مواسات کنی، و در رفع نیازهای آنان در سختی و آسایش بکوشی…، خدای متعال می فرماید:
«لاَخَیْر فیِ کَثیرٍمِنْ نَجْواهُمْ اِلاّ مَنْ اَمَرَ بِصَدَقَهٍ اَوْ مَعْروفٍ اَوْ اِصْلاحٍ بَیْنَ النّاسِ (سبأ / ۱۱۴)؛ در بسیاری از سخنانشان با هم خیری نیست مگر کسی که به صدقه دادن یا نیکی کردن یا اصلاح میان مردم فرمان دهد».
پس به سفارش من عمل کن و به شیعیان من نیز دستور بده آنچه به توفرمان دادم همانطور عمل کنند… . (۱)
رادمردی اهل بیت علیهم السلام تا آن اندازه بود که علاوه بر پیروان خود، حتی به محرومان و نیازمندان مخالف خود نیز کمک می کردند.
امامان معصوم علیهم السلام هنگام بروز سختی ها و گرفتاری ها، گذشته از کمک به برطرف شدن مشکلات مالی، از نظر روحی نیز به مردم، توان تحمل و بردباری می بخشیدند. آنان از راه یادآوری دیگر نعمت های خداوند و تبیین فلسفه گرفتاری ها، افراد را نسبت به حل مشکلات، توان مند می ساختند
محمّد بن علی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیه السلام گفته است: زمانی به تهی دستی مبتلا شدم و زندگی برایم بسیار سخت شد. در این حال بودم که روزی پدرم گفت: نزد حضرت عسکری علیه السلام برویم؛ زیرا مردم او را به جوانمردی و کرم توصیف می کنند. محمّد می گوید به پدرم گفتم: او را می شناسی؟ گفت: نه! راه که می رفتیم، پدرم گفت: کاش حضرت عسکری علیه السلام پانصد درهم برای من بدهد تا دویست درهم آن را صرف پوشاک و دویست درهم را صرف پرداخت بدهی ها و صد درهم دیگر را هم برای مخارج زندگی به مصرف برسانیم. من هم با خودم گفتم: کاش سیصد درهم نیز به من می دادند تا صد درهم را برای پوشاک و صد درهم را برای مخارج زندگی و با صد درهم دیگر مرکبی تهیه می کردم! وقتی به حضور امام عسکری علیه السلام ، رسیدیم، از پدرم پرسیدند:
چرا تاکنون نزد ما نیامده ای؟
پدرم عرض کرد: با این وضع خجالت می کشیدم خدمت برسم. محمد می گوید: وقتی خواستیم مرخص شویم، همان مقدار پول که آروزیش را داشتیم، حضرت به ما دادند. به پدرم که «واقفی» بود و امامت حضرت عسکری علیه السلام را قبول نداشت گفتم آیا دلیلی روشن تر از این برای امامت حضرت عسکری علیه السلام می خواهی؟ علی بن ابراهیم گفت: این آیینی است که من به آن عادت کردم و مثل گذشته «واقفی» ماند، امّا امام علیه السلام با این حال، از بخشیدن مال به او خودداری نفرمود. (۲)
حتی گاهی، برخی از افراد به طمع پول بیشتر نزد امامان معصوم علیهم السلام به دروغ، اظهار فقر و نداری می کردند، اما با این حال، آن بزرگواران آن ها را محروم نمی کردند.
اسماعیل بن محمد عباسی گفته: روزی بر سر راه حضرت عسکری علیه السلام نشستم. چون آن حضرت نزدیک شدند، از جای خود برخاستم و از فقر و تنگ دستی خود، به آن حضرت شکایت کردم و حتی قسم خوردم که مالی ندارم. امام علیه السلام فرمودند:
چرا به خدا سوگند دروغ می خوری، در حالی که خبر دارم دویست دینار در فلان جا ذخیره کرده ای؟
آن گاه امام علیه السلام فرمودند:
البته این را نگفتم که از دادن پول به تو خودداری کنم. و به غلام خود فرمود: آنچه همراه دارى به او بده.
غلام صد دینار به من داد، خداى متعال را سپاس گفتم و بازگشتم، آن گرامى فرمود:
مى ترسم آن دویست دینار را وقتى که بسیار نیازمند آنى از دست بدهى.

امام حسن عسکری علیه السلام ، با این که زمان زیادی از عمر خویش را در حصار مأموران حکومت طاغوت عصر خویش و زیر نظر حکومت جور و دور از مردم به سر می بردند و برای یاری رساند به مردم از موقعیت مطلوبی برخوردار نبودند، اما هر مجالی که دست می داد، تا آن جا که در توان داشتند، از کمک رسانی و خدمت به مردم دریغ نمی کردند
من سراغ دینارها رفتم و آنها را در جاى خود یافتم، جایشان را عوض کردم و طورى پنهان ساختم که هیچ کس مطلع نشود. از این قضیه مدتى گذشت، به دینارها نیازمند شدم، سراغ آنها رفتم چیزى نیافتم، بر من بسیار گران آمد، بعدا فهمیدم پسرم جاى آنها را یافته و دینارها را برداشته و خرج کرده است، و چیزى از آنها بدست من نرسید و همانطور شد که امام فرموده بود. (۳)
امامان معصوم علیهم السلام هنگام بروز سختی ها و گرفتاری ها، گذشته از کمک به برطرف شدن مشکلات مالی، از نظر روحی نیز به مردم، توان تحمل و بردباری می بخشیدند. آنان از راه یادآوری دیگر نعمت های خداوند و تبیین فلسفه گرفتاری ها، افراد را نسبت به حل مشکلات، توان مند می ساختند.
محمد بن حسین بن شمون می گوید: نامه ای برای امام حسن عسکری علیه السلام نوشتم و از فقر شکایت کردم و بعد پیش خود گفتم اینکه امام صادق علیه السلام فرموده: فقر همراه با داشتن ولایت اهل بیت علیهم السلام بهتر است از ثروت همراه با بودن در کنار دشمنان ایشان…! که جواب امام عسکری علیه السلام آمد که:
«خداوند دوستان ما را وقتی گرفتار گناهان می شوند توسط فقر دفع ضرر گناه می نماید و از بسیاری از آنها در می گذرد و تو همانطور که حدیث نفس کردی فقیر باشی و با ما باشی بهتر است از اینکه غنی و ثروتمند باشی ولی با دشمنان ما باشی. آری ما پناهگاه کسانی هستیم که به ما پناه می برند و نوریم برای کسانی که از ما کسب نور نمایند و محل اعتصام می باشیم برای اشخاصی که به ما تمسک می جویند. کسی که ما را دوست بدارد با ما در مقام أعلی خواهد بود و هر که از ما منحرف شود جایگاهش آتش است».
(۴)
امام حسن عسکری علیه السلام ، با این که زمان زیادی از عمر خویش را در حصار مأموران حکومت طاغوت عصر خویش و زیر نظر حکومت جور و دور از مردم به سر می بردند و برای یاری رساند به مردم از موقعیت مطلوبی برخوردار نبودند، اما هر مجالی که دست می داد، تا آن جا که در توان داشتند، از کمک رسانی و خدمت به مردم دریغ نمی کردند.

پی نوشت:
۱) زندگانی امام حسن عسکری، ص۲۸، نقل از انوارالبهیه.
۲) احقاق الحق جلد ۱۲ ، ص ۴۷۰ به نقل از الفصول المهمه ابن صباغ مالکى ص ۲۸۶ .
۳) همان.
۴) مناقب، ج۴، ص ۴۳۹ و ۴۳۵٫

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *