امامت و رهبری، حاکمان زمان

خلفای معاصر امام عسکری حکومت مهتدی

پس از کودتای نظامی ترکان بر ضد معتز «مهتدی» که ۳۷ ساله بود به خلافت رسید. [۵۵۱] او کینه و دشمنی نسبت به اهل بیت – علیهمالسلام – را از پدرانش – که زهر در کامشان کرده بودند و غرق محنتشان ساخته بودند – به ارث برده بود. در این جا به اختصار از آنچه از این طاغوت به امام – علیهالسلام – رسید سخن میگوییم: بازداشت امام – علیهالسلام -: طاغوت عباسی به ماموران خود دستور داد حضرت را بازداشت و زندانی کنند زیرا او تصمیم بر قتل حضرت و نابودی شیعیان و پیروان اهل بیت داشت. امام مدتی را در زندان بسر بردند و ابوهاشم جعفری – آن بزرگوار حقگو – همراه ایشان بود. روزی حضرت به او گفت: «ای ابوهاشم! این طاغوت میخواست امشب مرا بکشد اما زندگیش را تباه کرد، اینک پسری ندارم و خداوند به زودی پسری نصیبم خواهد کرد» [۵۵۲] . یکی از شیعیان به امام نگاشت: «خبردار شدهایم که او – مهتدی – شیعیان شما را تهدید کرده و گفته است: به خدا قسم آنان را از صفحه روزگار محو [ صفحه ۲۶۶] خواهم کرد». حضرت پاسخ دادند: «عمر او کوتاهتر از این حرفهاست از امروز تا پنج روز بشمار، در روز ششم پس از خفت و خواری بسیاری که به او خواهد رسید کشته خواهد شد». این پیشگویی به همان صورت محقق گشت. [۵۵۳] . هلاکت مهتدی: ترکان از مهتدی متنفر شدند و بر او شوریدند و شبانه با خنجرهایشان به او حمله کردند. نخستین کسی که به او زخم زد پسر عموی سردار ترک «لبایکیال» بود که با خنجر رگهای گردن او را درید و خون جستن کرد. او که مست بود پیش آمد و شروع به مکیدن خون خلیفه کرد تا آنکه سیراب شد. فردای آن شب به دوستانش گفت: «از خون مهتدی سیراب شدم همانطور که امروز از شراب سیراب شدم!» [۵۵۴] بدین گونه زندگی مهتدی – که کمر دشمنی با اهلبیت و شیعیان را بسته بود – به پایان رسید.
برگرفته از کتاب زندگانی امام حسن عسکری علیهالسلام نوشته آقای باقر شریف قرشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *