زندگینامه

زندگی امام عسکری با پدر

امام حسن عسکری – علیهالسلام – بخشی از زندگی خود را در کنار پدر گذراندند و از آن سرچشمه نور، سودها بردند. در این دوره در سفر و حضر، امام یک لحظه از پدر جدا نشد و این پدر و پسر یا معلم و متعلم با هم درسها داشتند، حضرت در پدرشان جلوههای اخلاقی جد بزرگوارشان پیامبر اکرم را میدیدند؛ اخلاقیاتی که رسول اکرم را بر تمامی پیامبران سلف برتری بخشیده بود، به علاوه ویژگیهای امامان قبل در پدر مجسم بود و پسر همهی آنها را یکجا میدید و فرامیگرفت. پدر نیز در فرزندشان ادامهی سلسلهی امامت را میدید و نائب به حق خود را همین گرامی فرزند میدانست لذا دربارهی ایشان اهتمامی خاص داشت و چنین از فضیلت فرزند پرده برمیداشت: «فرزندم ابومحمد اصیلترین چهرهی خاندان نبوی و استوارترین حجت است. او بزرگ فرزندانم و جانشین من است و امامت و احکام آن به سوی او بازمیگردد» [۳۰] . به طور قطع مقام امام هادی بالاتر از آن است که بر اساس عاطفهی پدری به هواخواهی فرزند برخیزد و او را مستحق امامت بداند بلکه تنها پس از آنکه تمامی گرایشهای والا و ویژگیهای گرانقدر در حضرت فراهم آمده بود، پدر – نه از مقام پدری – بلکه از مقام امامت، نائب پس از خود را چنین معرفی میکند و او را تصویر تمام نمای خاندان امامت و حجت خدای بر خلق و امام آیندهی مسلمین و بزرگ خلیفهی به حق نام میبرد. امام حسن عسکری – علیهالسلام – تمامی شرایط امامت را در خود داشت و همین او را شایسته تصدی مقام امامت میساخت. امام همراه و ملازم پدر و [ صفحه ۲۱] شاهد رنج و محنتهای ایشان بود. عباسیان – بخصوص متوکل – انواع مشکلات را برای امام فراهم میساختند. متوکل امام هادی را از مدینه به سامرا منتقل کرد و در آنجا او را تحت نظر گرفت و مانع بهرهمندی دانشوران و فقها از علم ایشان گشت و از رسیدن حقوق شرعیه به ایشان جلوگیری کرد و ایشان را در حلقهای از جاسوسان قرار داد. و گاه به گاه دستور میداد به خانهی ایشان یورش برند و امام را در هر حالتی که هست به دربار آورند. خلیفه به اینها قناعت نکرد بلکه رسما زیارت مرقد مطهر امام حسین – علیهالسلام – پیشاهنگ کرامت و انسانیت را منع کرد و دستور داد قبر ایشان را ویران کنند – جایی که از جمله نقاط برگزیده خداوند است – تمامی این حوادث و رویدادها در برابر دیدگان امام حسن عسکری که در آستانه زندگی و شکوفایی عمر بود رخ داد و قلب ایشان را مالامال از درد و اندوه نمود و سینهشان از این همه نامردمی شرحه شرحه شد.
برگرفته از کتاب زندگانی امام حسن عسکری علیهالسلام نوشته آقای باقر شریف قرشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *