ولادت، از کودکی تا بزرگسالی

محیط رشد امام عسکری

امروزه از دیدگاه روانشناسان بررسی و ثابت شده است که شکلگیری شخصیت آدمی به اموری چند وابسته است که از اجتماع این صفات، منش و رفتار هر شخصیتی شکل میگیرد و اهم آنها عبارتند از: وراثت، محیط جغرافیایی، محیط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی. روانشناسان میگویند اینها اموری هستند که شخصیت هر انسانی به واسطهی آن پی ریزی میشود و اهمیت هر یک از اینها را به اندازهای میدانند که هر روانشناسی در زمینهی ویژهای از این امور به فعالیت میپردازد. دانشمندان روان کتابهای بسیار را در این زمینه تالیف کردهاند، تا جوامع کنونی در ساختن جامعهی خویش بدین امور مهم توجه کنند. گفتنی است که محیط، تنها شامل امور جغرافیایی نیست؛ بلکه روابط با دیگران یا زندگی گروهی و راه زندگی هر جامعه که به مانند فرهنگ آن جامعه شناخته میشود باید زیر عنوان «محیط» قرار گیرد و نفوذ این عوامل بر رفتار افراد نیز در نظر گرفته شود. پس میتوان گفت که عوامل ارثی و محیط جغرافیایی یا طبیعی همراه با محیط اجتماعی و فرهنگی در رفتار افراد تاثیر میگذارد [۲۷] . حال بر این پایه به محیط رشد آن حضرت، نظری میافنیم تا ببینیم ایشان در چه محیطی بزرگ شدهاند که چگونگی رشد و شکوفایی ایشان، سیرهی عملی برای تربیت فرزندانمان گردد. از حیث وراثتی، او از خاندانی برخاسته است که سرآمد همهی آفریدگان عالمند، بیت او، بیت وحی و رسالت و مهبط فرشتگان و پاکان است. اجتماع کوچک خانوادگی او، بنیاد یافته از پدری است که امام و مرشد انسانهای روزگار خویش بوده است و دوست و دشمن به فضل او اعتراف کرده، او را مادری است که حضرت نقی علیهالسلام او را سلیل و پاک و مبرا از هر گونه پلیدی و آلودگی معرفی کرده است. شبراوی در این باره چنین داد سخن میدهد: شگفتا که چه خاندان والا و بلند پایهای امام را به عرصهی ظهور رساندهاند. خاندانی که آوازهی افتخار و سربلندی آنهاه از طارم علا گذشته است و نیکیهای مطلق را [ صفحه ۲۰] در خود گرد آوردهاند. کمال و جلال آنها استثنا ندارد و همگان مرواریدهای عقد و مجدند، در شرف همانندند و گوی سروری را از همگان ربودهاند؛ چه اندازه دشمنان کوشیدند آنها را کم بها جلوه دهند و از شان و شوکت آنها بکاهند لیکن خداوند همچنان بر درجات آنها میافزاید. دشمنان پیوسته در صدد تفرقهی جمعیت آنها بودهاند، لیکن خدا نگهبان وحدت آنهاست و همواره دشمنان در تلاش تضییع حقوق آنها بودند، اما خداوند حافظ حقوق این خاندان است [۲۸] . با ولایت چنین پدر و مادری، آشکار است که چه فرزندی تحویل جامعه داده میشود. کودکی در صغر سن بر تارک جامعه میدرخشد و خود را از دیگر کودکان ممتاز میگرداند. صاحب جواهر الکلام در این باره میگوید: در یکی از روزها گذر مردی بر حضرت افتاد که در کنار دیگر همسالان خویش ایستاده ولی با آنها بازی نمیکند و مشغول گریستن است. رهگذر به او پیشنهاد کرد اگر به واسطهی نداشتن اسباببازی میگرید برایش تهیه کند تا با آنها بازی کند و از گریستن دست بردارد. آن کودک پاسخ داد: ای مرد ما را برای بازی و لهو لعب نیافریدهاند. رهگذر از این سخنان متحیر میشود و از او میپرسد پس شما برای چه آفریده شدهاید؟ در پاسخ میگوید: برای دانش و پرستش. آن شخص، حکمت این گفتار را از او میپرسد که از کجا چنین سخنی درست است. حضرت میفرماید: حکمت این کلام در کلام خداوند است که در قرآنش میگوید: افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون [۲۹] آیا چنین میپندارید که شما را عبث و بیهوده بیافریدیم و به سوی ما بازنمیگردید. در این هنگام سائل متحیرتر از پیش، سئوالات دیگری از آن بزرگوار میپرسد و حضرت به او جواب میدهد [۳۰] . پس ملاحظه میکنیم که آن حضرت شیرینترین دوران زندگی خویش را در کنار پدر گرانقدرش گذراند و پدر به عنوان آموزگاری خردمند و راهبری بزرگ به آموزش و تربیت او همت گمارد تا جایی که با تربیت صحیح، آن کودک زمینهی امامت را در نهاد خویش آماده کرد و خدایش او را به امامت انسانها برگزید. پدر در وصف فرزندش چنین گوید: فرزندم ابومحمد اصیلترین چهرهی خاندان نبوی و استوارترین حجت خداست. او [ صفحه ۲۱] بزرگترین فرزندان من و جانشین من است و امامت و احکام به سوی او بازمیگردد [۳۱] .
برگرفته از کتاب زندگی امام حسن عسکری علیه السلام نوشته آقای علی اکبر جهانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *