نقش اجتماعی

قیام صاحب زنج و برخورد امام عسکری

در زمان خلافت مهتدی عبّاسی، صاحب الزّنج، به اتّفاق بردگان و فقرا و مستضعفین سر به قیام برداشت و توانست بر بصره و اطراف
آن چیره گردد و ادّعا داشت که او از سلاله پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است و نسبش به امام علی بن ابیطالب (علیه السلام)
میرسد. مسعودی در مروج الذّهب مینویسد: او زاده یکی از روستاهای ری بوده و بیشتر یارانش از موالی و زنجی ها بود که
دشواری هایی برای عبّاسی ها پدید آورد و نزدیک بود بغداد، پایتخت آنها را پس از نبردهای سختی که میان او و خلفای عبّاسی
جریان داشت به تصرّف خود درآوَرَد. امام عسکری (علیه السلام) فرمود: صاحب الزّنج از ما اهل بیت نیست. در این حال، هر گاه
سخن از قیام او به میان میآمد و به دنبال آن کشتن پیرمردان و کودکان و به اسارت گرفتن زنان و سوزاندن شهرها و خانه ها و
دیگر اعمال ناروایی که اتّفاق میافتاد، انتساب او را به علوی ها تکذیب میکرد و آنان را با مشرب خوارج ارزیابی مینمود. ولی
صفحه ۹۹ از ۳۰۲
کسی که حوادث آن دوره از تاریخ اسلامی را، که ترک ها و غلامان مقدّرات کشور را در قدرت خود گرفته بودند و نیز ظلم و
بیدادی که سرتاسر مملکت اسلامی و مردم آن را فرا گرفته بود و در همان حال، خلیفه تقریباً هیچ کاره بود، مدّ نظر قرار دهد، به
نظرش بعید نمیآید که حرکت صاحب الزّنج و پیروان او همچون دیگر قیام ها به رهبری علوی ها و دیگران ترتیب داده میشده
است تا از آنچه بر مردم در آن زمان میرفت رهایی پیدا کنند و کارهای ناروایی که به آنها نسبت داده شده چه بسا ساخته و
پرداخته خودِ حُکّ ام و دستگاه های آنها برای بدنام کردنشان بوده باشد. و در مورد آنچه راویان از قول امام روایت کرده اند که
از ما نیست، شاید بتوان گفت: که این سخن بر فرض صحّت، صریحاً گویای تکذیب انتساب ایشان به خود نبوده، « صاحب الزّنج »
زیرا امکان دارد که منظور حضرت این باشد که او در کارها و اقدام هایش، از ما نیست؛ همچنان که امکان دارد امام از سوی حکّام
شیخ صدوق آمده، اشاره به این دارند « اکمال الدّین » وقت، مجبور به بیان چنین سخنی شده باشد. برخی روایات، آن چنان که در
که او هرگز دروغگو نبوده است. به هر حال، برخورد معتمد عبّاسی با امام حسن عسکری تفاوتی با برخوردهای حاکمان عبّاسی
پیش از او با ایشان نداشت. او امام را تحت مراقبت شدیدی قرار داد، به طوری که کسی جز در شرایط ویژه ای که امام با نزدیکان
خود قرار گذاشته بود، امکان تماس با آن حضرت را نمییافت و هر آنچه که از خارج به ایشان میرسید یا به خارج میدادند، از
طریق مراسله بود. وقتی که خبر کسالت امام به گوش معتمد عبّاسی رسید، دستور داد تا خانه آن حضرت را زیر نظر بگیرند. پس از
شهادت امام نیز تفتیش و بازجویی کامل به عمل آمد و همه اثاث خانه را مُهر و موم کردند و آن گاه در صدد تحقیق و بازجویی از
فرزندان امام عسکری (علیه السلام) برآمدند و به قابله ها دستور دادند که زنان را تحت معاینه دقیق قرار دهند و اگر آثار حمل در
یکی از آنان دیدند به خلیفه گزارش کنند. هراس و وحشت عبّاسیان از مهدی موعود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)
نوید ظهورش را بارها داده بود و او را بزرگترین مصلح در تاریخ جامعه بشری که طومار ظلم و ستم را در هم خواهد پیچید و
عدالت اجتماعی را برقرار خواهد ساخت معرّفی کرده بود، روز به روز بالا میگرفت. آنان میخواستند با کشتن نسل پیامبر (صلی الله
پنداشته اند با » : علیه وآله وسلم)، مانع ظهور امام منتَظر گردند و امام عسکری (علیه السلام) در نامه ای به همین مطلب اشاره کرده
کشتن من، نسلم را قطع خواهند کرد و حال آن که خداوند خواسته آنان را تکذیب کرده است و سپاس خدای را که مرا از جهان
نَبُرْد تا آن که جانشین و امام بعد از من را نشانم داد. او در خلقت و اخلاق، شبیه ترین کس به پیامبر اکرم است. خداوند او را در
دوران غیبت حفظ میکند، سپس او را ظاهر میسازد تا زمین را پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد، سرشار از عدالت و برابری
«. کند
برگرفته از کتاب دانستنی های امام حسن عسکری علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *