معجزات و کرامات

معجزات امام عسکری (ع) – یونس نقاش و امام عسکری

از کافور خادم نقل شده که: «گفت: یونس نقاش، همواره حضور سرورمان امام عسکری علیه السلام میرسید و به خدمتگزاری وی میپرداخت. روزی ترسان و وحشت زده بر آن حضرت وارد شد و عرض کرد: مولای من، خانوادهام را به شما میسپارم. حضرت فرمود: چه شده است؟ [ صفحه ۱۲۷] عرض کرد: تصمیم گرفتهام از این شهر کوچ کنم. حضرت در حالی که تبسم بر لبانش بود فرمود: برای چه، یونس؟ عرض کرد: ابن بغا، نگین انگشتر گرانبهایی برایم فرستاده تا آن را حکاکی کنم و چون به این کار پرداختم، نگین شکست و دو نیم شد. وعدهی او هم فردا است و او این ابنبغا است. کیفر این کار یا خوردن هزار تازیانه است یا کشته شدن. حضرت فرمود: به خانهات برو و تا صبح آسوده خاطر باش که جز خیر و خوبی چیزی پیش نخواهد آمد. فردا صبح ترسان و لرزان نزد حضرت آمد و عرض کرد: فرستادهی خلیفه آمده و نگین انگشتر را میخواهد. حضرت فرمود: نزدش برو، گزندی به تو نخواهد رسید. عرض کرد: سرورم به او چه بگویم؟ حضرت تبسمی کرد و فرمود: نزد او برو و به آنچه میگوید گوش فراده که همه خیر است و نیکویی. کافور میگوید: وی رفت و برگشت و گفت: سرورم، او به من گفت: همسران [ابنبغا] بر سر این نگین به نزاع پرداختهاند. اگر ممکن است آن را دو قطعه نما، ما تو را راضی خواهیم کرد. امام علیه السلام عرضه داشت: پروردگارا، تو را سپاس که ما را در شمار کسانی قرار دادی که به حق، سپاس تو را به جای آورند. آنگاه به یونس گفت: بگو ببینم در پاسخ او چه گفتی؟ یونس عرض کرد: گفتم به من فرصتی بده تا در این زمینه بیندیشم. حضرت فرمود: پاسخ مناسبی دادهای» [۱۸۴] .
برگرفته از کتاب با خورشید سامرا نوشته: محمد جواد الطبسى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *