معجزات و کرامات

کرامات و معجزات امام عسکری – نواده حبابه والبیه و مهر کردن سنگ

حَبابه والبیه زنی بود که در کوفه به خدمت امیرالمؤمنین علی علیه السلام رسید و گفت: یا امیرالمؤمنین! خداوند (متعال) تو را رحمت کند، دلیل امامت شما چیست؟ امام علیه السلام سنگی را به او نشان دادند و فرمودند: آن سنگ را پیش من بیاور.
آن زن رفت و سنگ را پیش امام علیه السلام آورد، امام علیه السلام مُهر خودشان را به آن سنگ زدند (و اثر مُهر و جای آن بر روی سنگ آشکار شد). امام علیه السلام فرمودند: یا حبابه! وقتی یک نفر ادّعای امامت کرد و توانست مانند من این سنگ را مُهر کند، بدان که او امام مفترض الطاعه است.
این زن (یعنی حبابه) تا زمان امام رضا علیه السلام زنده ماند؛ (چون) با معجزه امام سجاد علیه السلام دوباره جوان شده بود و سنگ را تا مُهر امام رضا علیه السلام رسانید، آنگاه فرزندان وی در زمان امامان دیگر، این کار (مُهر کردن سنگ) را ادامه دادند.
ثقه جلیلالقدر داود بن قاسم جعفری میگوید: من نزد امام حسن عسکری علیه السلام بودم که به امام علیه السلام خبر دادند که مردی از اهل یمن، اجازه ورود به محضر ایشان را دارد. امام علیه السلام اجازه فرمودند. دیدم مردی بلندقامت و قوی بازو داخل خانه آمد، به امام علیه السلام سلام ولایت داد، امام علیه السلام جواب سلامِ او را فرمودند و اجازه نشستن به او دادند. آن مرد در کنارم نشست.
با خودم گفتم: ای کاش میدانستم این شخص کیست؟ امام علیه السلام فرمودند: این از فرزندان آن زنی است که پدران من، سنگی که او در نزد خود داشت، را برای او مُهر کردهاند و اثر و جای مُهرشان در آن سنگ نقش بسته است، حالا این مرد، آن سنگ را آورده است تا من نیز آن سنگ را مُهر کنم؛ بعد به ان مرد فرمودند: آن سنگ را بیاور.
او سنگ را بیرون آورد، دیدم جایی از آن سنگ هنوز صاف است و مهر نخورده است، امام علیه السلام آن سنگ را گرفتند و مُهر خودشان را بیرون آورده و آن سنگ را مُهر کردند، نقش مُهر ایشان که بر روی سنگ نقش بست «الحسن بن علی علیه السلام» بود. من به آن مرد یمنی گفتم: آیا تا به حال امام حسن عسکری علیه السلام را دیده بودی؟ او گفت: نه وَاللَّه! ولی مدتی بود که شوق و آرزوی دیدار ایشان را داشتم، جوانی را که تا حالا ندیده بودم دیدم که نزد من آمد و گفت: برخیز و به محضر امام علیه السلام برو. و بعد من به محضر ایشان آمدم.
سپس آن مرد یمنی برخاست در حالی که میگفت: «رَحْمَهُ اللَّهِ وَبَرَکاتُه عَلَیکُم أَهْلَ الْبَیْت ذُرِّیَّهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنَّ حَقَّکَ الواجِبِ کَوُجوُبِ حَقِّ أَمِیرِالمُؤْمِنِینَ وَالأَئِمَّهِ مِنْ بَعْدِهِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ» سپس رفت و دیگر من او را ندیدم.
ابوهاشم میگوید: از او پرسیده بودم که (ای مرد یمنی) اسمت چیست؟ او در جواب من گفته بود: نام من مهجع پسر صلت، پسر عقبه، پسر سمعان، پسر غانم، پسر امّ غانم؛ آن زن اعرابیه یمنی، صاحب سنگی است که امیرالمؤمنین علی علیه السلام بر آن مُهر زد(۳۹) (و تا به حال ما آن سنگ را نگه داشتهایم و خدمت امام معصوم علیه السلام میآوریم تا ایشان مُهر کند، تا برای ما ثابت شود که ایشان امام مفترض الطاعه هستند).
برگرفته از کتاب سیری در زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام نوشته: محمد حسین زارعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *