آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
شعر شهادت امام عسکری – شاهد شبهای من
سامرا ای شاهد شبهای من خوشه چین خرمن غمهای من مرغ دل از خاک تو پر میکشد جام کوچ سرخ را سر میکشد اینهمه غمکه دلم را پر نمود قامت […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – رپاست به بزم پدرت شور و نوایی
رپاست به بزم پدرت شور و نواییمن چشم به راه تو نشستم، تو کجایی؟ تو صاحب این روضه و مهمان تو هستمآقا به پذیرایی مهمان نمی آیی؟ جانم به فدای […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیست
یازده بار جهان گوشه ی زندان کم نیستکنج زندان بلا گریه ی باران کم نیست سامرائی شده ام، راه گدایی بلدملقمه نانی بده از دست شما نان کم نیست قسمت […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – در دل آزادگان با شد ولای عسکری
در دل آزادگان با شد ولای عسکریجان هر آزاده ای گردد فدای عسکری می ستیزد با ستمکاران وبا بیگانگانآن که می باشد به عالم آشنای عسکری ای که دست خود […] -
0
امام حسن عسکری در آئینه شعر – ۱
امام حسن عسکری در آئینه شعر – ۱ راه گم کردم، چه باشد گر به راه آری مرا رحمتی بر من کنی واندر پناه آری مرا می نهد هر ساعتی […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – تماشایی شده جشن ملائکه آسمونی
تماشایی شده جشن ملائکه آسمونیبه پا کردن توی جنت مراسم مولودی خونی فرشته امشب به سروره بساط مستی جور جوره از آسمونا گل می بارهدستامون امشب به قنوته به سمت […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – کبوتر دلم دوباره پر زد و شد هوایی
کبوتر دلم دوباره پر زد و شد هواییآرزوشه بره به سوی گنبد سامرایی سوی آسمونا پرکشیدهتا بخونه باز دوباره عیده عیده عیده عیده بـاز شکـوفه داده بـاغ حیـدرشاده قـلـب حـضـرت […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – مى زند آتش به قلبم سوز داغ عسکرى
مى زند آتش به قلبم سوز داغ عسکرىگیرد امشب اشک من هر دم سراغ عسکرى شد به سن کودکى فرزند دلبندش یتیمگشت دُرّ اشک مهدى چلچراغ عسکرى در دل صحراى […] -
0
جایگاه امام عسکری (ع) از دیدگاه طبیب متوکل
«بختیشوع، وقتی خواست یکی از شاگردان خویش را برای فصد (رگ زدن) نزد امام عسکری علیه السلام بفرستد بدو گفت: «ابن الرضا» از من خواسته تا کسی را برای خون […] -
0
مقام امام حسن عسکری علیه السلام از نظر مردم
مقام امام حسن عسکری علیه السلام از نظر مردم احمد پسر عبیدالله بن خاقان می گوید: پدرم که از نزدیکان و مقامات ارشد حکومت بود روزی مردی را دید و […]