آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
مولودی – ولادت امام حسن عسکری (ع) – شراب امشب من ز جام دیگری ام
مولودی مناسبت: ولادت امام حسن عسکری علیه السلام مداح: محمود کریمی موضوع: شراب امشب من ز جام دیگری ام شراب امشب من ز جام دیگری ام که ساقی دل من […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – میخوام امشب دلم و رها کنم
میخوام امشب دلم و رها کنمدل و همراهِ کبوترا کنم اون و با غصهها آشنا کنمدلم و عازم سامرا کنم به سرم زده هوای دیگریتا بشم زائرِ کوی عسگری خدا […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – از ما زمینیان به شما آسمان سلام
از ما زمینیان به شما آسمان سلاممولای دلشکسته امام زمان سلام این روزها هزار و دو چندان شکسته ایحالا کجای روضه بابا نشسته ای رخت سیاه داغ پدر کرده ای […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – عسکرى از دارفانى دیده بسته
عسکرى از دارفانى دیده بستهگرد ماتم بر رخ مهدى نشسته اى حسن جان ، اى حسن جان ، اى حسن جان گشته سامرا دوباره وداى غمبر پدر صاحب زمان بگرفته […] -
0
مداحی – شهادت امام حسن عسکری (ع) – سامرا عزا گرفته
مداحی مناسبت: شهادت امام حسن عسکری علیه السلام مداح: مهدی میرداماد عنوان: سامرا عزا گرفته سامرا عزا گرفته بوی کربلا گرفته آه و واویلا آه و واویلا یوسف فاطمه سلاله […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – پیچیده بوی خدا، تو کوچه باغ زمین
پیچیده بوی خدا، تو کوچه باغ زمیناز بین آسمون، نزول عشق و ببین توی آسمونا ،جشن بارونه ملکروی لبش، قرآن می خونه چشای بی قرار،غرق رؤیا شدبا اشک، یه صبح […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – می ها چشد ام من و این آخر سری
می ها چشد ام من و این آخر سریکارم کشیده است به آن جام آخری با یاد این نگار جوان ، ساقیا ! فقطمستم کن امشب از می انگور عسکری -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – تماشایی شده جشن ملائکه آسمونی
تماشایی شده جشن ملائکه آسمونیبه پا کردن توی جنت مراسم مولودی خونی فرشته امشب به سروره بساط مستی جور جوره از آسمونا گل می بارهدستامون امشب به قنوته به سمت […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – در دل آزادگان با شد ولای عسکری
در دل آزادگان با شد ولای عسکریجان هر آزاده ای گردد فدای عسکری می ستیزد با ستمکاران وبا بیگانگانآن که می باشد به عالم آشنای عسکری ای که دست خود […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – افسوس که آئینه نصیبش سنگ است
افسوس که آئینه نصیبش سنگ استدر کوچهی بی کسی عجب دلتنگ است هر روز غروب خون شد قلبش کهاین قدر غروب سامرا خون رنگ است یک عمر غریبی و اسیری […]