آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – عاشقا، مستانگى از سر بگیر
عاشقا، مستانگى از سر بگیرساقى از ره مىرسد ساغر بگیر مرغ دل را از قفس آزاد کنبا پرستوهاى عاشق پر بگیر پر بزن تا کوىِ یارِ مَه لقاجا به بامِ […] -
0
امام حسن عسکری در آئینه شعر – بر افروزنده دل
امام حسن عسکری در آئینه شعر – بر افروزنده دل به نام آن که ما را نام بخشید زبان را در فصاحت کام بخشید به نور خود برافروزنده دل به […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – خون دل کارت رو تموم کرده پس نیازی به زهر دشمن نیست ، یا ابالقائم
خون دل کارت رو تموم کرده پس نیازی به زهر دشمن نیست ، یا ابالقائمحق تو پرواز حق تو کوچه برو که این شهر جای موندن نیست ، یا ابالقائم […] -
0
شعر میلاد امام عسکری – قصیده میلاد
میوزد طرفه نسیمی که دم روحانیست همه جا جلوه یار و همه جا نورانیست شب وجد و شب شادی شب مدحت خوانیست هشتأمینروز همایون ربیع الثانیست از محیط عظمت گوهر […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – کیستم من؟ گوهر ده بحر نور کبریایم
کیستم من؟ گوهر ده بحر نور کبریایمآفتاب سامره، روشنگر ملک خدایم آسمان معرفت را در زمین شمسالضحایمکعبهام، رکنم، مقامم، مروهام، سعیم، صفایم منظـر حسـن خـدا مصباح انوارالهدایممن ابوالمهدی امام عسکری […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – افسوس که آئینه نصیبش سنگ است
افسوس که آئینه نصیبش سنگ استدر کوچهی بی کسی عجب دلتنگ است هر روز غروب خون شده قلبش کهاینقدر غروب سامرا خونرنگ است یک عمر غریبی و اسیری سخت استدلتنگی […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – ای به غربت گشته مسموم از ره بی یاوری
ای به غربت گشته مسموم از ره بی یاورییا امام عسگری یا امام عسگری کشته راه خدا و زاده ی پیغمبریای که از عباسیان ظلم و جنایات دیده ای صدمه¬ها […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – در دل آزادگان با شد ولای عسکری
در دل آزادگان با شد ولای عسکریجان هر آزاده ای گردد فدای عسکری می ستیزد با ستمکاران وبا بیگانگانآن که می باشد به عالم آشنای عسکری ای که دست خود […] -
0
امام حسن عسکری (ع) در آئینه شعر – شاهکار قلم صنع الهی
امام حسن عسکری (ع) در آئینه شعر – شاهکار قلم صنع الهی زهی آن عبد خدایی که خداییست جلالش صلوات از طرف خالق سرمد به جمالش حسن بن علی این […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – از پنجشنبه های دل من عبور کن
از پنجشنبه های دل من عبور کنیک روز جمعه چشم مرا غرق نور کن آقای پنجشنبه؛ مرا هم نگاه کنچشمان خیس و غم زده ام را مرور کن چیزی دگر […]