آرشیو معجزات و کرامات
-
0
معجزات و کرامات امام عسکری – خبری دلنشین برای عمه با دادن افطاری
بسیاری از بزرگان در کتاب های تاریخی و حدیثی خود آورده اند: حکیمه دختر امام محمّد جواد علیه السلام هر موقع به منزلبرادر زادهاش حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکری علیه […] -
0
معجزات و کرامات امام عسکری – افتخار خدمت با حفظ اسرار
مرحوم کلینی رضوان اللّه علیه در کتاب شریف کافی آورده است: یکی از اصحابِ حدیث – به نام ضوء بن علیّ عجلی به نقل ازشخصی که از اهالی فارس بود […] -
0
معجزات و کرامات امام عسکری – تاثیر معنویت، پیش بینی آزادی
در آن زمانی که امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه در زندان معتصم عبّاسی قرار داشت، مأمورین زندان، انواع و اقسام شکنجههای جسمی و روحی را برای حضرت اجرا میکردند. […] -
0
امام حسن عسکری (ع) و خبر غیبی از حال یاران
امام حسن عسکری (ع) و خبر غیبی از حال یاران ابوهاشم جعفری میگوید: مدتی در خدمت امام حسن عسکری علیه السلام بودم و روزه مستحبی میگرفتم. روزی از گرفتن روزه […] -
0
معجزات و کرامات امام عسکری – هدایت واقفی در خواب خفته
یکی از بزرگان شیعه به نام احمد بن مُنذر حکایت کند: روزی یکی از افراد واقفی مذهب را که ادریس بن زیاد نام داشت، جهتمناظره پیرامون مسئله امامت، احضار کردم […] -
0
معجزات و کرامات امام عسکری – چه قسمتی از گوسفند لذیذتر است
در زمان امام حسن عسکری صلوات اللّه علیه دو نفر به نام های احمد و عبّاس با یکدیگر درباره استقرار اعضاء بدن روی زمین درحال سجده و چگونگی آن در […] -
0
خبر دادن امام حسن عسکری علیه السلام از مرگ مهتدی
خبر دادن امام حسن عسکری علیه السلام از مرگ مهتدی یک سال و چند ماه از امامت امام حسن عسکری علیه السلام در زمان خلافت متوکل عباسی سپری شد. پس […] -
0
معجزات و کرامات امام عسکری – شناسایی جاسوس
۴ – ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری میگوید: ما چند نفر در زندان بودیم که امام حسن عسکری علیه السلام و برادرش جعفر را وارد زندان کردند، برای عرض ادب […] -
0
معجزات و کرامات امام عسکری – خواندن نامه ای نادیدنی از دور
دو نفر از اصحاب و راویان حدیث به نام های حسن بن ابراهیم و حسن ابن مسعود حکایت کنند: در سال ۲۵۶ به محضر امام حسنعسکری علیه السلام شرفیاب شدیم […] -
0
معجزات و کرامات امام عسکری – رام شدن اسب چموش
مرحوم شیخ طوسی، کلینی و بعضی دیگر از بزرگان، به نقل از شخصی به نام ابومحمّد هارون تلعکبری حکایت کنند: روزی درشهر سامراء جلوی مغازه ابوعلیّ، محمّد بن همام نشسته […]