آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – کیستم من؟ گوهر ده بحر نور کبریایم
کیستم من؟ گوهر ده بحر نور کبریایمآفتاب سامره، روشنگر ملک خدایم آسمان معرفت را در زمین شمسالضحایمکعبهام، رکنم، مقامم، مروهام، سعیم، صفایم منظـر حسـن خـدا مصباح انوارالهدایممن ابوالمهدی امام عسکری […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – می پیچه بوی عشق توکوچه
می پیچه بوی عشق توکوچهباغا تپشِ سینه ها میکنه غوغامیرسه صدایِ قدومِ آقا سرنوشتِ عشق وعاشقی روشنه رونوشتِایثار و خلق حسنه توبهشته هر کی دلش با حسنه السلام علیک یا […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – تسلیت گویم من از سوز جگر یابن الحسن
تسلیت گویم من از سوز جگر یابن الحسن بر تو از داغ جگرسوز پدر یابن الحسن معتصم دادش چه زهری کز اشعارش این چنین می زند چون مرغ بسمل بال […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – امشب که رحمت داره میریزه خدا
امشب که رحمت داره میریزه خدامرغ دلم پـر زد به سوی سامرا از آسمون شادی می بارهدلم بـا غـم کـاری نداره کار دو عالم شور و سروره روی همه لبها […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – ای حضرت معشوق ای لیلاترینم
ای حضرت معشوق ای لیلاترینممن از همه پروانه ها شیدا ترینم سنگ ملامت خورده عشق تو هستمیعنی میان عاشقان رسوا ترینم تو آیه های مصحف پیغمبرانیبهر تلاوت کردنت شیواترینم ای […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – روزش به سیاهی شب مویش بود
روزش به سیاهی شب مویش بوددر حجره سر پدر به زانویش بود ناگاه تمام روضه ها شد مکشوفگویا که “طبق” مقابل رویش بود شاعر:علی لواسانی … -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – محنت دوران به تو همراه بود
محنت دوران به تو همراه بودهر نفست یک شرر آه بود همدم تنهای شبت ماه بودعمر تو هر چند که کوتاه بود تا ابد الدهر کنی سروریسیدنا یا حسن العسکری […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – آسمونا امشب مهمون مهتابن
آسمونا امشب مهمون مهتابن با تماشای روی مولا می خوابن جبرئیل داره از آسمون می خونه پسرای زهرا پشت به پشت اربابنجام می در دستم عاشق و سرمستم ۲چون که […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – یارب آمد لحظه های احتضارم
یارب آمد لحظه های احتضارمدیده گریان دل پریشان رهسپارم غرق ماتم مثل جدم تشنه لب جان می سپارموای؛ خسته حال و بی قرارم آمده زهرا کنارم، واویلاوای؛ در میان شهر […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – جمعه ای دیگر گذشت، آقا نیامد
جمعه ای دیگر گذشت، آقا نیامدآسمان هم گریه کرد، امّا نیامد سینه ای از عشق او آتش گرفت وهفته ای دیگر شد و مولا نیامد دیده ای دریا شد و […]