آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – ای گرد کاروان تو را حُسن مشتری
ای گرد کاروان تو را حُسن مشتریبر خسروان گدای تو را نیز برتری کنیه: «ابامحمّد» نام خوشت: «حسن»«ابنالرضا»، ولیِّ خدا، شهره: «عسکری» خاک حریم قدس تو را فیض عیسویعبد در […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – با فتاده بر سرم ، شور و ولای عسکری
با فتاده بر سرم ، شور و ولای عسکریمرغ دلم کشیده پر ، به سامرای عسکری توئی امام عسکری ، که جنّ و انس عسکرتتوئی امیر و ، ما سوی […] -
0
اشعار ولادت امام حسن عسکری (ع) – دلبر کل دلبران سرور کل سروران
دلبر کل دلبران سرور کل سروراناومده اونکه علم و بده به صاحب الزمان شهریاری به روی تخت سروری اومدمه من با حال و هوای حیدری اومد امام عشق یعنی امام […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا
عزیز فاطمه ای مهربان بی همتادوباره سائلی آمد، درِ حرم بگشا نشان خانه تان را ز هر که پرسیدم– نشان سیدی از خانواده ی زهرا – به گریه مردم عابر […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – مهدی صاحب الزمان بهر بابا نوحه گر شد
مهدی صاحب الزمان بهر بابا نوحه گر شدیوسف زهرا ببین غرق ماتم خونجگر شد گلشنِ زهرا خزاناشکِ مهدی شد روان یا امام عسگری(۳)سوزد از زهرِ جفا پیکرِ او وامصیبت مهدیش […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – فکر کردم که قلم یار نشد دیدم شد
فکر کردم که قلم یار نشد دیدم شدلحظه ی فهم تو آغاز نفهمیدم شد ساقی شعر شدی جام شراب آوردیمثل هر بار مرا هم به حساب آوردی در خیابان جنون […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش
پدری در دم مرگ است و به بالین پسرشپسری اشک فشان است به حال پدرش پدری جام شهادت به لبش بوسه زدهپسری سوخته از داغ مصیبت جگرش پسری را که […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – باز هم می شود حسینیه
باز هم می شود حسینیهوسعت قلب درد پرورتان سامرایی شدیم و می گوییمتسلیت، تسلیت امام زمان تسلیت ای به درد ها مأنوستسلیت ای بَقیَّتُ الزَّهرا بیت الاحزان سینه ات اینبارپُر […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – تسلیت گویم من از سوز جگر یابن الحسن
تسلیت گویم من از سوز جگر یابن الحسن بر تو از داغ جگرسوز پدر یابن الحسن معتصم دادش چه زهری کز اشعارش این چنین می زند چون مرغ بسمل بال […] -
0
اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع) – از پس پرده برون حجت اثنا عشر است
از پس پرده برون حجت اثنا عشر استیا که در غرّه مه قرص قمر جلوه گر است بلبل از دوری گل تا سحر امشب بند استیا پسر بر سر بالین […]